خداوندا! پریشانم, پشیمانم...
خدایا کفر میگویم، پریشانم ؛
نمیدانم چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی!
تو مسئولی خداوندا به این آغاز و پایانم !!
خداوندا! اگر روزی بشر گردی ،
ز حال بندگانت با خبر گردی ،
پشیمان میشوی از قصه خلقت!
از این بودن، از این بدعت...
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است؟!
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است…
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 8:48 AM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...