(( یا ضامن آهوووووووووووووووووووووووووووووووو))
خواب بودم خواب دیدم
که تو بودی در کنارم
نور اون چشمای نازت بدجوری کرده خمارم
اسم تو ای هشتمین خورشید تابان اسم تو شد سردر این دل زارم
یاد اون گنبد پر مهر وجلالت یاد اون ضریح پر مهر وصفایت
یاد اون حریم عشق بی ریایت
یاد تو ای آفتاب روشن عشق
شب و روز شده نوای قلب مستم
ای امام روشنایی ای امید آشنایی اسم تو معنای خوشنودی عشق
می دونم که بی تو پستم
کاشکی این خواب طلایی بمونه تو خاطراتم
می دونی واست می میرم من که خاک زیر پاتم
ولی حیف که خواب تموم شد عاشقونه ها حروم شد
حالا توی خونه دل تنگ تو ومهر و وفاتم
کیه که درد دل این من خسته رو بفهمه
کیه که گریه و اشک عاشقا رو خوب بفهمه
آره این تویی عزیزم ای پناه آخر من ای امید زندگی و هیبت بی باور من
خواب من دیگه تموم شد اما تو هنوز باهامی
عاشق بودنو ولش کن تو خودت عشق و سلامی
تو بهونه ی هر عاشق واسه توبه ی گناهی
تو امام عاشقایی تو رضایت خدایی
شعر:خودم
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...