یه روز عشق و فضولی و دیوونگی قایم موشک بازی می کردن عشق می ره پشت بوته ی گل سرخ قایم می شه که فضولی جای عشق رو به دیوونگی لو می ده دیوونگی یه شاخه فرو کرد تو بوته ی گل سرخ و عشق کور شد از اون روز دیوونگی شد عصای دست عشق ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 12:54 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد... اگه تموم درهای دنیا هم بروت بسته شد دنبال درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست./