از مرحوم آغاسی
با همه لحن خوش آوایی ام/در به در کوچه ی تنهایی ام/ ای دو سه تا کوچه ز ما دور تر/نغمه ی تو از همه پر شور تر/کاش که همسایهء ما میشدی/مایهء آسایهء ما می شدی/هر که به دیدار تو نائل شود/ یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد/سینهء ما را عطشی دست داد/نام تو بردم لبم آتش گرفت/شعله به دامان سیاوش گرفت/نام تو آرامش جان من است/نامهء تو خط امان من است/ای نگهت خواستگه آفتاب/بر من ظلمت زده یک شب بتاب/پرده بر انداز ز چشم ترم/تا بتوانم به رخت بنگرم/ای نفست یار و مددکار ما/ کی وکجا وعدهء دیدار ما
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 4:11 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...