داغ عشق
شمع پروانه را سوزاند بی آنکه بخواهد...

آری همانند من ...
بی آنکه بخواهم دلی شکستم
اما ندانستم ...
سالها گذشت دیدمش
چهره اش شکسته بود
کمرش خمیده...
نگاهش کردم
اما اشک به چشمان او مجال دیدار نداد
دانستم بی اختیار می گرید به رویش نیاوردم
گریست..................................
اما نتوانستم هم خود هم او را ببخشم!
...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ ساعت 8:30 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...