قلبم شکست...
غم بر قلبم غالب
چشمانم خیرهء چشمانش
دستانم سرد و بی رمق
پاهایم لرزان
اشک از چشمانم جاری
سکوت حاکم میان قلبهایمان
آن زمان که بی رحمانه گفت:
دوستت ندارم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:57 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...