لبخند تو

عمر من در به در لبخند تو گذشت
اما نخندیدی
زندگیم را به پایت گذاشتم
شکستم ... گریه کردم
اما نخندیدی
آوارهء بی پناهی شدم ... در به در تاریکی و غم
اما نخندیدی
گفتم دوستت دارم ... اما...
خندیدی...
افسوس
به قلبم به روحم به عشقم خندیدی
افسوس خندیدی...رفتی!
.........................................................................
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12:34 AM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...