فریاد قلب
وقتی اون روز دست توی دستات گذاشتم
گفتم ای کاش تا ابد باهات می موندم
صادقانه به تو گفتم که می میرم
اما تو موندی کنارم نازنینم
روز عشق بازی تموم شد شب غم اومد سراغم
تو گوشم زمزمه کردی که می مونی در کنارم
دل به دریا زدمو چشمامو بستم که برم
دستامو گرفتی گفتی تا ابد منتظرم
گریه کردم غم تو قلبم خونه کرد
رفتمو دل با تو بودنو بازم بهونه کرد
صدای فریاد قلبت رو شنیدم نازنین
روح من همیشه در کنارته روی زمین
منو خاک کن زیر اون درختی که تو غروبا
من وتو تنها می رفتیم و می خوندیم از وفا
روی سنگ قلب من با غم بگو
بنویسند که <من پرواز کردم همچو قو>
ترانه:خودم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 8:21 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...