خدايا...

خدايا توبه کردم قلب عاشق رو نمي خوام
خدايا اشک و آه و درد دوري رو نمي خوام
الهي گفته بودي عشق تقدير دلم بود
الهي لطف و همدردي تقدير رو نمي خوام
خدايا رسم عشق بغض و جداييست
خدايا بغض سنگين جدايي رو نمي خوام
الهي خستم از غربت و تنهايي خونه
الهي خونهء تاريک و بي نور رو نمي خوام
خدايا راز تنهايي من پيشت امانت
خدايا اين دل سوداي رسوا رو نمي خوام
الهي غم شده همزاد شبهام
الهي غم زدم آري وفاي غم رو مي خوام
سرور
+ نوشته شده در شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 4:59 PM توسط سرور
|
یوسف می دانست تمام درها بسته اند اما بخاطر خدا حتی بسوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد...